زنی که تخت خواب، اتاق را از سوراخهای تنگ سرخ تنش میدید
و در تپههای پیشانیش هزار گرگ بود
با چشمهای سرخ تنگ
برف هم می بارید
و صدای خشخش پا
زیاد و زیادتر میشد
- گرگ تنها نمیآید
گرگ اگر تنها بیاید
برای خوردن نیامده
گشنه نیست
سردش نیست
گرگ تنها وقتی آمده
برای اینکه عطش دارد آمده
و دستهاش
فقط وقتی عطش دارد
خش دارد
اراده کرده چشمه شوی
اراده کرده فوارهات کند
ارده کرده تو را مایع کند
و زرد و نارنجی
قطره قطره
بچ چکواند وتوی ماهیها
گرگی از بیابان آمد
و در تپههای پیشانیش
هزار گرگ بود
با چشمهای سرخ تنگ
[+] --------------------------------- 
[0]